|
دوشنبه، ۰۳ اسفند ۱۳۸۸ چرا
می کنی؟
غیبت ، یاد کردن مؤمن ، به گونه اى که اگر بشنود ، از آن گفته دل گیر و ناراحت مى شود . پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمایند : اَلْغِیْبَهُ ذِکْرُکَ أَخاکَ بما یُکْرِهُهُ ؛ غیبت آن است که برادر دینى ات را به آن چهخوش ندارد ، یاد کنى .
غیبت از شایع ترین و زشت ترین و خطرناک ترین مفاسد اخلاقى است ، و سبب هتک حیثیت افراد ، کشف اسرار ، اشاعه فحشا و جسور ساختن گنه کاران در گناهانشان و سرانجام موجب تزلزل پایه هاى اعتماد در زندگى اجتماعى است . بى شک بسیارى از مردم نقطه ضعف هایى دارند که غالباً پرده بر آن افتاده ، و اگر این عیوب و نقطه ضعف ها آشکار شوند ، اعتماد عمومى سلب مى شود ، و مفاسد متعددى سطح جامعه را فرا خواهد گرفت . به همین دلیل اسلام از آن شدیداً نهى کرده . غیبت ، از جمله گناهان کبیره است ، که کبیره بودنش به واسطه عذاب هولناکى است که قرآن مجید و روایات به آن وعده داده اند ؛ خداوند مى فرماید : إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَـحِشَهُ فِى الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِى الدُّنْیَا وَالاَْخِرَهِ ؛ و کسانى که دوست دارند درباره مؤمنان ، پلیدى و پلشتى فاش شود ، براى ایشان عذابى است دردناک در دنیا و آخرت . غیبت کردن منحصر به زبان نیست بلکه به هر شکل که نقص و عیب دیگرى فهمانده شود ، غیبت است . خواه با گفتار باشد یا نوشتار و یا کردار و اشاره . کسى که غیبت را مى شنود نیز حکم غیبت کننده را دارد و گناه آن دو به یک اندازه است مگر این که در مقام دفاع برآید و سخن آن شخص را ببُرد یا از مجلس غیبت خارج شود . پس بر هر شخص مؤمن لازم و ضرورى است که چنانچه غیبت مسلمانى را شنید در مقام انکار و دفاع برآید و آن را رد کند .
زبان کرد شخصى به غیبت دراز بدو گفت داننده سرفراز مکن غیبت هیچ کس را عیان که فردا شود برتو عیبت عیان ( سعدى ) ? آیات و روایات آیات قرآنى در مورد غیبت به صراحت سخن گفته و مى فرماید: وَلاَ یَغْتَبْ بَّعْضُکُم بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ نباید همدیگر را غیبت کنید ؛ آیا دوست دارید یکى از شما گوشت مرده برادرِ خود را بخورد ؟ البته این کار را بد مى دانید . بود غیبت خلق مردار خوردن از این لقمه کن پاک کام و دهان را ( صائب ) پیامر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمایند : مَنْ اِغْتَابَ مُسْلِماً اَوْ مُسْلِمَهً لَن الله صَلاتَهُ وَلا صِیامَهُ أَرْبَعینَ لَیْلَهً إِلاّ أَنْ یَغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ ؛ کسى که غیبت مرد یا زن مسلمانى را کند ، خداوند نماز و روزه او را چهل شبانه روز قبول نمى کند مگر این که غیبت شونده از او راضى گردد . امیرمؤمنان على(علیه السلام)مى فرمایند : إِیّاکَ وَالْغِیْبَهَ فَآن ها تُمْقِتُکَ إِلى اللهِ والنّاسِ ، و تَحْبُطُ أَجْرَکَ ؛ از غیبت بپرهیز که تو را در پیشگاه خدا و مردم مبغوض مى کند ، و اجر و پاداش تو را ( در برابر کارهاى نیک ) بر باد مى دهد . امام صادق(صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمایند : اَلْغِیْبَهُ حرامٌ علَى کُلِّ مُسْلِم وآن ها لَتَاْکُلُ الْحَسَناتِ کَما تَأکُلُ النّارُ الْحَطَبَ ؛ غیبت بر هر مسلمانى حرام است و حسنات را از بین مى برد ، همانگونه که آتش هیزم را مى سوزاند و نابود مى کند . بارها از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)روایت شده است که : الغیبَهُ أَشدُّ مِنَ الزِنَـا ، و إِنَّ الرَجُلَ یَزْنى فَیَتُوبُ وَ یَتُوبُ اللهُ عَلَیهِ ، وأِنَّ صَـاحِبُ الغَیْبهِ لا یُغْفَرْ لَه حتّى یَغْفِرَ لَهُ صَـاحِبُهُ ؛ گناه غیبت ، از زنا بدتر است . زیرا زناکار اگر توبه کند ، خداوند او را مى آمرزد ؛ اما غیبت کننده را نمى آمرزد ، مگر آنکه شخص غیبت شده از او درگذرد . و نیز مى فرمایند : مَنِ اغْتابَ مُؤمِنَاً بِما فِیهِ لَمْ یَجْمَعِ اللهُ بَینَهما فى الجَنَّهِ ومَنْ إِغتابَ مُؤمِنَاً بِما لَیسَ فِیهِ انْقَطَعَتِ العِصْمَهُ بَیْنَهُمَـا وَکَـانَ المُغْتَـابُ خَـالِداً فى النارِ وبئْسَ المَصِیْرُ ؛ کسى که مؤمنى را غیبت کند به آن چهدر او است ، خداوند این شخص و آن مؤمن را در بهشت جمع نخواهد کرد . کسى که مؤمنى را غیبت کند آن هم به چیزى که در او نیست ، عصمت دینى بین هر دو پاره مى شود . پس غیبت کننده از آن مؤمن جدا مى شود و در جهنم جاودان خواهد ماند و چه بد جایگاهى است ! و در روایت دیگر مى فرمایند : مَنْ مَشَى فِى غَیْبَهِ أَخِیه وَ کَشْفِ عَوْرَتِهِ کَـانَتْ أَوَّلُ خُطْوَه خَطَأهَـا وَضَعَهَـا فِى جَهَنَّمَ ؛ کسى که راه بیفتد تا از برادر دینى خود غیبت کند و عیب پنهان او را فاش سازد ، نخستین گامى که بر مى دارد ، آن را در دوزخ مى گذارد . و روایت شده است : إِنَّ المُغْتَـابَ إِذا تَابَ فَهُوَ آخِرُ مَنْ یُدْخِلُ الجَنَّهَ وَ إِنْ لَمْ یَتُبْ فَهُو أَوَّلُ مَنْ یَدْخلُ النَّارَ ؛ که غیبت کننده اگر توبه کند ، آخرین کسى است که به بهشت وارد مى شود و اگر بدون توبه بمیرد ، نخستین کسى است که به دوزخ مى رود . ? تعریف غیبت در تعریف غیبت ، ارباب لغت و فقیهان و عالمان اخلاق ، تفسیر هاى مختلفى ذکر کرده اند که در واقع همه آن ها به یک معنا باز مى گردد ، هر چند از نظر تعمیم و تخصیص در میان آن ها تفاوت هایى است . صحاح اللّغه مى گوید : « غیبت آن است که انسان پشت سر کسى که عیب و عملش پوشیده است ، سخنى بگوید به گونه اى که اگر به گوش او برسد ، ناراحت شود » . مصباح المنیر مى گوید : « غیبت آن است که عیوب پنهانى کسى را که از فاش شدن آن ناراحت مى شود در نبود او باز گویى کنى » . مرحوم شیخ انصارى از بعضى از بزرگان علم نقل کرده است که اجماع و اخبار معصومین(علیهم السلام)دلالت دارد بر این که حقیقت غیبت آن است که پشت سر کسى چیزى بگویى ، که اگر بشنود ، ناراحت مى شود . این مضمون در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)نقل شده است . در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزى بگویى که خداوند آن را بر او پنهان داشته است . ? ارکان غیبت از آن چه گفته شد ، استفاده مى شود که غیبت ارکانى دارد ، نخست این که سخنى را پشت سر کسى بگوید ، و اگر در حضورش گفته شود ، ناراضى مى شود . دیگر این که باید عیب هاى او ذکر شود ، و آن هم عیب پنهان که اگر آشکار باشد غیبت نیست ، هر چند ممکن است به عناوین دیگر حرام باشد . ? بهانه براى غیبت از مطالب پیش گفته روشن مى شود که بعضى از افراد هنگامى که به آن ها گفته مى شود ، چرا پشت سر فلانى غیبت کردى ؟ مى گویند : این سخنان را رو در روى آن ها هم مى گوییم . این گفته ، عذر بدتر از گناه است . چرا که پیش روى آن ها گفتن هرگز مجوز غیبت نیست ، و آن هم گناه بزرگى است چرا که هم آزار مؤمن است و هم اهانت به او . در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)مى خوانیم که شخصى را نزد پیامبر بردند؛ بعضى از حاضران گفتند او آدم عاجز و بسیار ناتوانى است ، پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود : شما غیبتش کردید ؟ عرض کردند : اى رسول خدا ، صفتش را گفتیم ، فرمود : «إِنْ قُلْتُمْ ما لَیْسَ فِیِه فَقَدْ بهِتْتُمُوهُ ؛ هرگاه چیزى را مى گفتید که در او نبود ، به او تهمت زده بودید ، نه غیبت » . عذر دیگر عوامانه اى که بعضى از افراد به آن متوسل مى شوند این است که در برابر نهى از غیبت مى گویند : مگر دروغ مى گوییم ؟ فلان کس این عیب را دارد » . این نیز دست کمى از عذر ناموجه پیشین ندارد ؛ چرا که اگر عیبى در کسى نباشد و بگویند تهمت است نه غیبت ، غیبت آن است که عیب پنهانى اى که در او هست ، پشت سر او بگویند . ? غیبت مجاز ذکر این نکته نیز مهم است که از بعضى از کلمات بزرگان گاه چنین استفاده مى شود که غیبت در مورد همه مؤمنان نیست ، بلکه تنها در مورد کسانى است که از گناه خود پشیمانند ، و یا توبه کرده اند و در سر حد عدالتند . اما افراد فاسقى که آشکارا گناه مى کنند ، غیبتشان جایز است ، و گاه به مفهوم روایت امام صادق(علیه السلام) نیز استناد جسته اند که فرمودند : « مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ ، وَحَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ ، وَ وَاعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ کَانَ مِمَّنْ حُرِّمَ غَیْبَتُهُ وَکَمُلَتْ مُرُوَّتَهُ ، وَظَهَرَ عِدالَتُهُ ،وَوَجَبَتْ اُخُوَّتُهُ ؛ کسى که در روابطش با مردم ستم نکند ، و در سخنانى که مى گوید به مردم دروغ نگوید و در وعده هایش تخلف نجوید ، چنین کسى غیبتش حرام و شخصیتش کامل ، و عدالت او ظاهر ، و اخوتش واجب است .» به این ترتیب غیبت کسى را حرام مى شمرند که عادل باشد و با مردم خوش رفتار و خوشوعده باشد و راستگویى را در سخنان خود رعایت کند . دوست آن است کو معایب دوست همچو آیینه روبه رو گوید نه که چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته موبه مو گوید ( نشانى هلوى ) ? پیامد هاى زیانبار غیبت ۱ ـ غیبت « اعتماد » را از بین مى برد. زیرا معمولاً تمام مردم داراى نقاط ضعفى هستند که سعى در پنهان کردن آن ها دارند و اگر پوشیده بمانند ، اعتماد مردم نسبت به یکدیگر باقى و بر قرار خواهد بود ، ولى کشف آن ها بى اعتمادى فراوانى ایجاد مى کند . مى دانیم که اساس تعاون و همکارى اجتماعى ، اعتماد متقابل افراد جامعه نسبت به یکدیگر است ، و بدون آن جامعه بشرى از هم مى پاشد . ۲ ـ غیبت سرچشمه بدگمانى است؛ زیرا هنگامى که کاستى هاى پنهان مردم از طریق غیبت آشکار شود ، انسان نسبت به همه پاکان هم بدبین مى شود ، و مى گوید : لابد آن ها نیز در خلوت هاى خود چنین کارهایى دارند که ما نمى دانیم ، و بر هر که بنگرى به همین درد مبتلا است . ۳ ـ غیبت یکى از اسباب اشاعه فحشاست؛ چرا که هنگامى که گناهان مخفى افراد از طریق غیبت آشکار شود ، دیگران نیز به گناه تشویق مى شوند ، و اصولاً ابّهت گناه از بین مى رود ، و عذر و بهانه اى براى آلودگان مى شود که اگر ما چنین مى کنیم فلان کس که از ما بهتر و آگاهتر است نیز مرتکب این عمل مى شود . در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که فرمودند : مَنْ قالَ فى مُؤْمِن ما رأتْهُ عَیْناهُ وَسَمِعَتْهُ اُذُناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ : إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیْعَ الْفاحِشَهُ فِى الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیْمٌ ؛ کسى که درباره مؤمنى آن چه را چشمش ( از بدى ها ) مى بیند ، و گوشش مى شنود ، بگوید ، از کسانى است که خداوند متعال در حق آنان فرموده : کسانى که دوست دارند ، کارهاى زشت در میان مؤمنان شایع شود ، عذاب دردناکى دارند . ۴ ـ غیبت ، گنهکاران را در گناهشان جسور مى کند؛ زیرا مادام که پرده از اعمال انسان برداشته نشده است شرم و حیا مانع از انجام دادن گناهان بیشتر و علنى تر است اما هنگامى که کوس رسوایى کسى را بر سر بازار زدند از ارتکاب گناه پروایى نخواهد داشت . ۵ ـ غیبت سبب ایجاد کینه و عداوت است؛ چرا که مهم ترین سرمایه انسان آبرو و شخصیت اجتماعى او است ، در حالى که غیبت کننده این سرمایه گرانبها را از بین مى برد و به همین دلیل کینه و عداوت شدیدى را در دل غیبت شونده بر مى انگیزد . ۶ ـ غیبت ، غیبت کننده را از چشم مردم مى اندازد؛ چرا که فکر مى کنند ، هنگامى که عیوب دیگران را نزد آن ها مى گوید ، لابد عیوب آن ها را نیز پیش دیگران خواهد گفت . لذا در حدیثى ، امیرمؤمنان على(علیه السلام)مى فرمایند : مَنْ نَقَلَ اِلَیْکَ نَقَلَ عَنْکَ ؛ هرکس عیب هاى مردم را پیش تو نقل کند عیب هاى تو را هم براى دیگران خواهد برد . غیبت عذر و بهانه اى براى توجیه گناهان غیبت کننده مى شود ، او براى این که از حملات و اعتراضات مردم در امان بماند ، به سراغ غیبت مى رود . ? حکایت ۱- مرده خوارى شیخ بهایى (علیه الرحمه) مى فرماید : روزى در مجلس بزرگى از من یادى شد . شنیدم یکى از حاضران که به دروغ با من ادعاى دوستى مى کرد شروع به غیبت نموده و نسبت ناروایى به من داده بود و به تعبیر قرآن گوشت برادر مرده خود را خورد . آن گاه که فهمید من از غیبت کردن او اطلاع پیدا کرده ام . نامه بلند بالایى برایم نوشت و در آن اظهار پشیمانى و طلب حلالیت کرد . در جوابش نوشتم : خدا خیرت دهد ، چون هدیه اى که براى من فرستادى رسید و کفه حسناتم را در قیامت سنگین کرد . ! از حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم)روایت شده که فرمودند : در روز رستاخیز، گاه بنده اى را در جایگاه حساب مى آورند و کارهاى نیکش در یک کفه و کارهاى زشتش را در کفه دیگر مى گذارند . کفه گناه سنگین تر مى شود . در این هنگام ورقه اى را بر روى حسنات مى گذارند و کارهاى نیکش به خاطر آن ورقه زیادتر از گناهانش مى شود . آن گاهآن بنده به خداوند عرض مى کندکه خداوندا آنچه کار خوب داشتم در کفه حسنات وجود داشت . این ورقه چه بود ؟ من که چنین عملى نداشتم ؟ خطاب مى رسد : این در مقابل سخن ناروایى است که درباره تو گفته اند و تو از آن نسبت ناروا پاک و بى گناه بودى . این حدیث مرا وامى دارد که سپاسگذار تو باشم . این سپاس به خاطر چیزى است که به من رسانده اى . با اینکه اگر این سخن ناشایست را رو در روى من مى گفتى با تو مقابله به مثل نمى کردم و جز گذشت و دوستى و وفا از من نمى دیدى ; این باقى مانده عمر ، گرامى تر از آن است که به مجازات اشخاص صرف شود . باید به فکر عمر از دست رفته بود و گذشته را جبران کرد . ۲- نماز باران سالى در بنى اسراییل خشکسالى وقحطى شد . حضرت موسى(علیه السلام)چند بار نماز باران خواند ، اما خبرى از بارش نشد . خداوند به حضرت موسى(علیه السلام)وحى کرد : « من به خاطر آن که سخن چینى در میان شما است و بر سخن چینى خود اصرار دارد ، دعاى شما را مستجاب نمى کنم » . عرض کرد : « خدایا آن شخص کیست » ؟ فرمود : « اى موسى(علیه السلام)من شما را از غیبت نهى مى کنم ، حال ، من که ستّار العیوب هستم . راز بندگان را افشا کنم ؟ . بگو همه توبه کنند تا دعایتان مستجاب شود » . همه توبه کردند و بارش باران آغاز شد .
منبع:پایگاه اطلاع رسانی سبطین
|